تبليغاتX
ساکن شهر غم - به نام او به یاد تو

ساکن شهر غم

هرچه می خواهم غمت را در دلم پنهان کنم سینه می گوید که من تنگ آمدم فریاد کن

سلام به همگي اميدوارم حالتون خوب باشه

از همه ي كساني هم كه اومدند و نظر دادند ممنونم

حالا بريم سراغ  شعر

 

آري آغاز دوست داشتن است

          گر چه پايان راه ناپيداست

                من به پايان دگر نينديشم

            كه همين دوست داشتن زيباست

 

 

+نوشته شده در جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت0:7توسط یونس | |