|
سلام دوستای خوبم عید همتون مبارک امیدوارم سال خوبی داشته باشید از زندگی بدون تو دل سیر میشود در عشق بی حضور تو تاخیر میشود من خواب دیده ام که جهان سبز میشود این خواب با کلام تو تعبیر میشود ای آنکه صبح مثل نگاه تو روشن است خورشید در نگاه تو تطهیر میشود دنیای پر شکوه بدون حضور تو مثل غروب ٬ ساکت و دلگیر میشود در چار سوی خاک به جرم قبول عشق دلهای بیقرار به زنجیر میشود پیغام می دهند که فرصت نمانده است سریع شتاب کن دل من ٬ دیر میشود
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی تو را با لهجه ی گل های نیلوفر صدا کردم. تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم. پس ازِ یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس تورا از بین گل هایی که در تنهایی ام رویید با حسرت جدا کردم و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی دلم حیران و سرگردان چشمانی ست رویایی و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تو را در دشتی از تنهایی وحسرت رها کردم همین بود آخرین حرفت ومن بعد از عبور تلخ و غمگینت حریم چشمهایم را به روی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم نمی دانم چرا رفتی؟ نمی دانم چرا ، شاید خطا کردم و تو بی آن که فکر غربت چشمان من باشی نمی دانم کجا ، تا کی ، برای چه ، ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه برمی داشت تمام بال هایش غرق در اندوه غربت شد و بعد از رفتن تو ، آسمان چشمهایم خیس باران بود و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت کسی حس کرد من بی تو هزاران بار درهر لحظه خواهم مرد و بعد از رفتنت دریا چه بغضی کرد! کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد و من با آنکه میدانم تو هرگز یاد من را با عبور خود نخواهی برد هنوز آشفته ی چشمان زیبای توام برگرد ! ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد و بعد از این همه طوفان و وهم وپرسش و تردید کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت : تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم و من در حالتی مابین اشک و حسرت و تردید کنار انتظاری که بدون پاسخ و سردست و من در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر نمی دانم چرا ؟ شاید به رسم و عادت پروانگی مان باز برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم
|
About![]()
آمده ام تا بنویسم بنویسم تا اشکهایی که پشت پلکهایم پنهان شده اند همچنان پنهان بمانند و تنهایی ام را فریاد نکشند Archivesمهر 1388خرداد 1388 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 آذر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 Links
حسرت خيس(شيما) |